X
تبلیغات
پاتوق بچه های دانشگاه کمال الملک نوشهر

پاتوق بچه های دانشگاه کمال الملک نوشهر

برای حرف هایی تازه !

چه خاکی گرفته اینجا !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1391ساعت 13:38  توسط شایا  | 


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1391ساعت 13:37  توسط شایا  | 

اندر احوالات درس خواندن !

نقل است روزی مریدان شیخ را بگفتند : یا شیخ ما خود عالم دهر هستیم این فتوای درس خواندن دیگر چیست؟
شیخ نگاهی عمیق به احوالات مریدان خویش بیانداخت و بگفتا: همانا درس خواندن، بهترین قرص خواب آور و آرامش بخش باشدندی،که با خواندن یک خط کاملا گیج شده و بخوابی عمیق فرو می روید.
مریدان که با دیدن فضل و درایت شیخ هنگ کرده بودندی نعره ها کشیده، بر سینه ی خود بکوبیدندی و چنان اشتران مست به بیابان های سوزان بگریختندی.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 10:45  توسط شایا  | 

پست دوم ! سری دوم !!

سلام علیکم !!

کلا شانس نداریم که ! شانس داشتیم اسممون رو میذاشتن شانس الله !! یا بقول یکی از بچه ها سه تا 70درصد میشد 210درصد!!! درباره این جمله توضیح نخواید که از هرگونه تفسیر و توضیح در این مورد شدیدا معذوریم !!! خوب،چی میگفتم؟! آها ! بعد عمری اومدیم این طفل معصوم رو از تو گنجه در آوردیم که یه سرو سامونی بهش بدیم!!بیچاره برگشت بهم گفت آقا نشه مثل اوندفعه که یهو گذاشتی رفتی،ما موندیم و پست های خاک گرفته و یه مشت حرف نگفته!بعدشم بی خبر زدیمون رو حذف و رفتی که رفتی!گفتم نه عزیزم نترس!ایندفعه دیگه هر روز بهت میرسم!اجازه نمیدم خاک بخوری گوشه نت! گفتن ما همانا،از زمین و آسمون باریدن همان !!! یه روز نت قطعه،یه روز سیستم نیست،یه روز صاحاب وبلاگ نیست ! امروزم که صاحاب بلاگفا نبود انگار ! کلا بلاگفا تاوان نمی داد !!! آخر سر در این ساعت که یه چند قدمی مانده به صبح و سگ به زور نانچیکو سر وبلاگ همی نرود ، این بنده مخلص،بی منت سر وبلاگ آمدمی!!!!دیدم نشسته اون گوشه!گفتم چیه؟!!گفت همین بود دیگه؟!!قول داده بودی بهم زود به زود سر بزنی همین بود ! گفتم آقا به خدا فلان و بهمان ،که گفت خموش ! جای این اراجیف و توجیهات بشین یه پست بده ببین دنیا دست کیه؟!خبری هست یا خاک گرفتیم بازم!!گفتم چشم،همین الان!نشستم و نوشتم سلام علیکم !! ...

اول یه تشکر کنم از همه دوستایی که دارن شروع مجدد وبلاگ رو به دوستای دیگه خبر میدن و به برگشتن وبلاگ ما به عرصه کمک میکنن.مرسی!!بعدشم از شما دوستایی که ساکت نشستین خواهش میکنم در کنار این پست های قشنگ قشنگی که تو فیس بوک میکنید این لینک ما رو هم یه شیری بکنید !! به خدا کار سختی نیست !! بازم مرسی!! نکته دیگه اینکه ما سابقا فقط خبر ها و مطالب بچه های معماری کارشناسی پیوسته رو دنبال میکردیم،اما الان به فکر این هستیم که از تمام گروه ها و ترم ها نماینده داشته باشیم تا بتونیم موضوعات تمام دانشگاه رو بررسی کنیم.از همین تریبون از همه بچه های علاقمند دعوت به همکاری میکنم!باور کنید اصلا کار سختی نیست.فقط کافیه مطالب و خبر هاتون رو برای من ارسال کنید تا با نام خودتون تو وبلاگ قرار بگیره.پس اگه علاقمند به همکاری هستید همین الان تلفن خودتون رو وردارید و به خواننده مورد علاقتون رای بدید !! ا ! ببخشید اشتباه شد !! در صورت تمایل به همکاری از طریق یاهو و ایمیل به من اطلاع بدید تا باهاتون هماهنگ کنم.برای فرستادن ایمیل میتونید از فرم تماس پایین صفحه وبلاگ استفاده کنید که استفاده ازش هم بسیار بسیار آسونه !

خوب،اینم از پست دوم !! سری دوم !!! امیدوارم در آینده بتونیم با کمک شما مطالب خیلی خیلی بهتری رو آماده کنیم.در پست بعد از تغییراتی که دانشگاه تو این مدت خاموش بودن ما داشته صحبت خواهیم کرد و سعی میکنیم نقد اساتید رو دوباره شروع کنیم.ضمنا تو این حضور غیاب این بغل هم شرکت کنید ببینیم چند تاییم !! تا الان که از انگشتای دست هم کمتریم !!! خوب دیگه،خیلی حرف زدم!تا پست بعد خدانگهدار !

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 2:55  توسط شایا  | 

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام !

سلام به همه بروبچه های گل دانشگاه کمال الملک نوشهر.حالتون خوبه؟!چه خبرا؟؟؟؟خوش میگذره؟چی کار میکنید با درسا ؟! شما هم مثل من شب بیدار لالایی تو روز دیگه؟!!آفرین!اصلشم همینه!!

چه حس غریبیه!!بعد مدت ها دوباره دست به کیبورد شدم!!واسه همین یکم گیج میزنم.دیگه به بزرگی خودتون ببخشید دیگه !!

یه توضیح بدم از خودم هم برا دوستای قدیمی که الان تو شکّن (شایدم تو شوکن!) و هم برای دوستای جدیدی که باهامون همراه میشن.باید بگم بله!این همون پسره زبون درازه که پارسال هر روز میومد و کلی حرف ریز و درشت تو این وبلاگ میزد و کلی آدم رو به جون هم مینداخت!!!بعدشم یهو بی خبر رفت و دیگه پیداش نشد.بله ! این همون شایاست که خیلی چیزارو گفته !!! البته خیلی چیزا رو هم نگفته،دیگه هم نمیگه!!! 

بــــــــــــــــه!سلام!خوبی!شناختی بالاخره؟!!آره دیگه!مگه چند تا شایا داره این دانشگاه که تازه زبون دراز هم باشه!!! دوستای جدید هم اگه نمیشناسنم دیگه به من ربطی نداره!!!برن از قدیمیا بپرسن!!یا مثل دوستان آگهی گمشده واسم چاپ کنن !!!

خوب دیگه کم کم باید حاضر بشم برم سر کلاس ! اگه پست اول خیلی قرقاطی شده ببخشید !! ایشالا در آینده ای نزدیک جبران میشه !

فعلا بدرود !

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آبان 1390ساعت 12:58  توسط شایا  |